X
تبلیغات
پیام اساس



























پیام اساس

تمام لحظه های نبودنت ، یک غزل می شود برایم !همین یک غزل مرا بس !جای خالیت را پر می کند

<<<بازی سیاسی با آراء مردم غیور و با شهامت>>>

طوریکه توسط مطبوعات و دنیای مجازی اشکار شده است داکتر عبدالله عبدالله در انتخابات ریاست جمهوری مورخ 16 حمل 1393 پیشتاز از اشرف غنی و زلمی رسول است، با ملاقات های جداگانه ارگ نشینان و سیاسیون ملی در مورد به ایجاد حکومت ائتلافی صحت نموده است و راز پس پرده هنوز به گوش مطبوعات و اجنت های مطبوعاتی نرسیده است. این در حالی است که در صورتیکه به آرا مردم احترام گذاشته شود و از تقلب و تخطی های انتخاباتی جلوگیری گردد و کمیسیون مستقل انتخابات مستقلانه عمل کند نتیجه انتخابات برای فرد واحد با کسب آرا بلند که حدوداً بشتر از 3.5 میلون رای را دریافت نمود ه باشد مثبت و در غیر آن نتایج انتخابات در مبارزه انتخاباتی اشرف غنی احمدزی و داکتر عبدالله به دور دوم انتخابات ریاست جمهوری افغانستان می روند.

آنچه امروز به اذهان عامه نرسید نتیجه قسمی انتخابات میباشد که دلیل واضح ان تلاش های برخی چهره های سیاسی و ملی و بین المللی برای تاثیر گزاری روی نتیجه انتخابات ریاست جمهوری 1393 افغانستان جریان دارد.

چون ارگ نشینان، رهبران احزاب سیاسی، سران قوم، شخصیت های ملی و بین المللی و شماری از چهره های مشخص به شمول ستار سیرت و داکتر زلمی خلیل زاد این روزها به کابل آمده اند و تلاش هایی را برای تغییر نتیجه انتخابات روی دست گرفته اند و شک وجود ندارد که علی احمد جلالی نیز در این تصامیم نقش بارز دارد.
زلمی خلیل زاد و ستار سیرت از بنیانگذاران جلسه بن هستند و نقش مهمی در پروسه های سیاسی کشور دارند.
آقای خلیل زاد و علی احمد جلالی پیش از برگزاری انتخابات در کابل بودند و تلاش داشتند تا زیر نام اجماع ملی شماری از کاندیدان را به نفع یک کاندیدای مشخص، راضی کنند که بنابر بعضی بی باوری ها و بی اعتمادی ها و نیز زیر سوال رفتن حکومت جدید در چهره مردم افغانستان به این اجماع دست نیافتند و خواستند تا مردم را کتک زنند.
آقای سیرت نیز در جلسه بن از سوی تیم رم حضور داشت و این بار نیز گفته شده است که اگر نتیجه انتخابات افغانستان به سمت بحران برود او مداخله می کند این خود واضح میسازد که وی بعد از گذشت یکروز از انتخابات وارد صحنه میشود و به کابل میاید و اعلام موجودیت یک تیم سیاسی میکند.
شماری از ناظران می گویند که این تلاش ها خلاف اصول دموکراسی است و این چهره ها نباید تلاش کنند تا به رای مردم بی اعتنایی کرده و زمینه معامله گری های سیاسی را فراهم کنند و بار دیگر افغانستان را به حالت فعلی اش بگزارند و ارزش های ملی و مدنی مردم غیور و با شهامت افغانستان را به معامله گری های سیاسی شان بگیرند.
این ناظران می گویند که مردم افغانستان انتخاب خود را کردند و نباید به این اراده عمومی شان خدشه ای وارد شود.
بناً تلاش این چهره های سیاسی در شرایط کنونی می تواند بر روند دموکراسی نوپا در کشور خدشه وارد کند و زمینه معامله گری های سیاسی در دقیقه نود را نهادینه سازد.

شاهد لحظه های سیاسی این 48 ساعت باشید، صحنه جالب شده سرنوشت سیاسی افغانستان بزودی در کابل قلم میخورد.

نوشته شده در 93/01/25ساعت 2:39 PM توسط متین زاهد|

<<<بازی سیاسی با آراء مردم غیور و با شهامت>>>

طوریکه توسط مطبوعات و دنیای مجازی اشکار شده است داکتر عبدالله عبدالله در انتخابات ریاست جمهوری مورخ 16 حمل 1393 پیشتاز از اشرف غنی و زلمی رسول است، با ملاقات های جداگانه ارگ نشینان و سیاسیون ملی در مورد به ایجاد حکومت ائتلافی صحت نموده است و راز پس پرده هنوز به گوش مطبوعات و اجنت های مطبوعاتی نرسیده است. این در حالی است که در صورتیکه به آرا مردم احترام گذاشته شود و از تقلب و تخطی های انتخاباتی جلوگیری گردد و کمیسیون مستقل انتخابات مستقلانه عمل کند نتیجه انتخابات برای فرد واحد با کسب آرا بلند که حدوداً بشتر از 3.5 میلون رای را دریافت نمود ه باشد مثبت و در غیر آن نتایج انتخابات در مبارزه انتخاباتی اشرف غنی احمدزی و داکتر عبدالله به دور دوم انتخابات ریاست جمهوری افغانستان می روند.

آنچه امروز به اذهان عامه نرسید نتیجه قسمی انتخابات میباشد که دلیل واضح ان تلاش های برخی چهره های سیاسی و ملی و بین المللی برای تاثیر گزاری روی نتیجه انتخابات ریاست جمهوری 1393 افغانستان جریان دارد.

چون ارگ نشینان، رهبران احزاب سیاسی، سران قوم، شخصیت های ملی و بین المللی و شماری از چهره های مشخص به شمول ستار سیرت و داکتر زلمی خلیل زاد این روزها به کابل آمده اند و تلاش هایی را برای تغییر نتیجه انتخابات روی دست گرفته اند و شک وجود ندارد که علی احمد جلالی نیز در این تصامیم نقش بارز دارد.
زلمی خلیل زاد و ستار سیرت از بنیانگذاران جلسه بن هستند و نقش مهمی در پروسه های سیاسی کشور دارند.
آقای خلیل زاد و علی احمد جلالی پیش از برگزاری انتخابات در کابل بودند و تلاش داشتند تا زیر نام اجماع ملی شماری از کاندیدان را به نفع یک کاندیدای مشخص، راضی کنند که بنابر بعضی بی باوری ها و بی اعتمادی ها و نیز زیر سوال رفتن حکومت جدید در چهره مردم افغانستان به این اجماع دست نیافتند و خواستند تا مردم را کتک زنند.
آقای سیرت نیز در جلسه بن از سوی تیم رم حضور داشت و این بار نیز گفته شده است که اگر نتیجه انتخابات افغانستان به سمت بحران برود او مداخله می کند این خود واضح میسازد که وی بعد از گذشت یکروز از انتخابات وارد صحنه میشود و به کابل میاید و اعلام موجودیت یک تیم سیاسی میکند.
شماری از ناظران می گویند که این تلاش ها خلاف اصول دموکراسی است و این چهره ها نباید تلاش کنند تا به رای مردم بی اعتنایی کرده و زمینه معامله گری های سیاسی را فراهم کنند و بار دیگر افغانستان را به حالت فعلی اش بگزارند و ارزش های ملی و مدنی مردم غیور و با شهامت افغانستان را به معامله گری های سیاسی شان بگیرند.
این ناظران می گویند که مردم افغانستان انتخاب خود را کردند و نباید به این اراده عمومی شان خدشه ای وارد شود.
بناً تلاش این چهره های سیاسی در شرایط کنونی می تواند بر روند دموکراسی نوپا در کشور خدشه وارد کند و زمینه معامله گری های سیاسی در دقیقه نود را نهادینه سازد.

شاهد لحظه های سیاسی این 48 ساعت باشید، صحنه جالب شده سرنوشت سیاسی افغانستان بزودی در کابل قلم میخورد.

نوشته شده در 93/01/25ساعت 2:38 PM توسط متین زاهد|

بیوگرافی احمد متین زاهد 1364-1393

احمد متین زاهد فرزند محمد قسیم حاجی خیل در 15 میزان 1364 هرش در شهر کابل ديده به جهان گشود. ولسوالی شکرده ولایت کابل سکونت اصلی (پدری) وی میباشد و زبان مادری و دری میباشد. در طفوليت دروس خانگی و مذهبی را نزد ملاامام مسجد آغاز نمود و متعاقبا شامل مکتب پروژه جدید خیرخانه گرديد. دوره های ابتدائيه، متوسطه و لیسه را در مکتب های پروژه جدید خیرخانه (کثیرالااستفاده)، عبدالغفور ندیم و دوره لیسه را در لیسه عالی غلام حیدرخان درس خواند و به اتمام رساند. در ایام درس در ليسهً عالی غلام حیدر خان برعلاوهً مضامين مکتب در فراگرفتن زبان انگلیسی و کورس های اساسات ابتدایی بسيار ذکی بود و تا ختم ليسهً غلام حیدرخان "لسان انگلیسی را در کورس نشنل و آورانوس به اتمام رساند، راضیات و آماده گی کانکور را با استاد نظرزلمی تعقیب نمود و برنامه های کمپیوتر را در مکتب افغان ترکیه و کورس صراط  مرکز فرهنگی محصلین بصورت درست و اساسی آموخت. و نیز در جریان دوره لیسه شروع به تدریس زبان انگلیسی و کمپیوتر در کورس های هیواد، نشنل، آورانوس و اندیشه شهر کابل کرد و چندین دوره فراغت داد. به اثر همين لياقت و مهارتش بود که بعد از فراغت از مکتب در سال 2001 به امتحان کانکور سال 2002 اشتراک نمود و در فاکولته اقتصاد پوهنتون کابل با اخذ 274 نمره کامیاب و در پوهنون کابل راه یافت و شروع به تحصیل کرد.

زاهد بعد از یک سال دوره تحصیل در پوهنحی اقتصاد پوهنتون کابل بنابر مصروفیت های نهایت زیاد وظیفه ویی که همگام با تحصیل ادامه میداد نخواست دروس خود را ادامه دهد. که بنابر ضرورت اقتصادی فامیلی در دفاتر مختلف خارجی و داخلی در عرصه های مختلف کار کرد و تجربه خود را افزایش خوبی داده و تحصیل خویش را در پوهنتون کاردان بعد از وقت ادامه داد و فرا گرفت و در سال 2009 دیپلوم اداره و تجارت را اخذ نمود و در سال 2012 به درجه لسانس در رشته اداره و تجارت فارغ گردید و اکنون مصروف ادامه تحصیل به درجه ماستری در یکی از پوهنتون های شخصی در کابل مصروف بوده و نیز به صفت مشاور تدارکات در ریاست شفاخانه های مرکز وزارت صحت عامه مصدر خدمت به مردم خود میباشد.

زاهد در دوره مکتب ابتدایه و دوره لیسه تا اکنون علاقه نهایت زیاد در جستجوی مطالعه مطالب ادبی، سیاسی، حقوقی و اجتماعی داشت و آن هم باعث شد تا به نامه نگاری شروع کند. اولین مضمون وی تحت عنوان (آخر چی میخواهید) که در آن آمده بود: گروهایکه در مخالفت با مردم افغانستان اند، باید بگونه آشکار و یا غیر آشکار این موضوع را درک کرده باشند و آن اینست که اگر شما آرامی مردم ( امنیت )، تأمین رفاع اجتماعی،  حفظ اصالت افغانی را چه در عرصه فرهنگی و یا سیاسی میخواهید همه را در یک اصل میتوان یافت، مساعد ساختن زمینه تحصیل و آموزش برای اقشار کشور از اناث گرفته تا ذکور مطابق اصل یکه اسلام گذاشته. راترتیب نموده و بعد از ارسالی و نشر آن در روزنامه آرمان ملی در این عرصه فرهنگی تشویق شد و خواست تا در زمینه فعالیت های ادبی و فرهنگی نهایت کوشش خود را به خرج دهد.

اینجا بود که مضامین بیشتر وی در روزنامه های چاپی کابل "روزنامه آرمان ملی، روزنامه اصلاح، روزنامه اعتبار، کابل تایمز، هشت صبح، روزنامه دولتی انیس، مجله کلید و مرسل چاپ گردید و وی همکار خوب دفتر مجما "مجله جامعه مدنی افغانستان" شد و مضامین وی در مجله این نهاد نشر گردید و نیز همکاری های خود را با سایت های انترنتی "صدای افغان، افغان جرمن، آزمون ملی و جامعه مدنی افغانستان توسعه داد.

متین زاهد نویسنده جوان و مبتکر و با استعداد خود وی با دانش تکنالوژی معلوماتی ودسترسی به فعالیت های انترنتی ویب لاگ را بنام پیام اساس دیزان نمود و اکثر مضامین و اشعار خویش را با سایر مضامین نویسنده گان افغانی در این ویب لاگ به نشر میسپارد.

زاهد علاوه بر نویسنده گی مطالب حقوقی، سیاسی و  اقتصادی استعداد خوبی در شعر نویسی و چامه سرایی نیز دارد و بیشتر از 40 شعر و حدودا 100 هایکو دارد و از این همه اشعار، هایکو و مضامین های وی تا اکنون کدام مجموعه ادبی چاپ نگردیده است.

 

این بود خلص بیوگرافی احمد متین زاهد

نویسنده و شاعر جوان و با استعداد جامعه افغانی
نوشته شده در 93/01/23ساعت 8:38 AM توسط متین زاهد|

از انتخابات 1393 آنچه من برداشت دارم این است چرا در این مقطع زمانی چنین حوادث صورت میگیرد.
 شاید جواب این باشد " گزینه اول ناظرین بین الملی میدان را راه سازند، مردم در روند رای دهی کمتر علاقه گیرند و صندوق های رای در چرخ بالا ها پر شود و در نهایت پیروزی تیم زلمی رسول صورت خواهد گرفت البته به حمایت حامد کرزی و گزینه دوم در صورت نرسیدن به چنین اهداف کشاندن انتخاب به چالش بی امنیتی و بر جاماندن قدرت حامد کرزی در کرسی ریاست جمهوری و در آخیر تداوم سیاست سیاه حکومت فعلی" جز حرف دیگر نخواهد بود..

نوشته شده در 93/01/05ساعت 7:58 PM توسط متین زاهد|

دختر که تازه پاه به مکتب مانده است، میگوید ای کاش ما حیوان میبودیم.

 

نیلوفر:               پدر طالبان حیوانات را میکشند...؟

پدر "سردار":      نخیر دخترم.

نیلوفر:               ای کاش ماهم حیوان می بودیم.

کودکان که نخبگان و آینده سازان اصلی یک جامعه میباشد ونقش تأثیر گذار در پیشرفت ها و دگرگونی های آینده دارند لزوم توجه ویژۀ به زندگی  و پرداختن به نیاز های اساسی و عمدۀ آنان را به صورت جدی مطرح میکند که شناسایی احتیاجات تعلیمی وتربیتی آنان از جانب خانواده ها و دولت یک امر ضروری و حتمی تلقی میگردد زیرا کودکان به آن درجۀ از تکامل جسمی و ذهنی نرسیده است که مستقلانه و آگاهانه بدون کمک کسی برای خود تصمیم بیگیرد و حقوق شانرا در جامعه حفظ نمایند لذا به کمک کسانی از خانواده و جامعه شان نیاز دارند که از آنان به درستی مراقبت و سرپرستی نماید.

از آنجائیکه این قشری از جامعه در طول تاریخ به اشکال گوناگون متحمل اعمال و رفتارهای ظالمانۀ ناشی از طرز تفکر حاکم بر جامعه بوده اند و نه تنها به نیازهای تعلیمی وتربیتی آنان توجه صورت نگرفته بود بلکه همواره قربانی افکار و برخورد های ظالمانه آنوقت بوده اند؛ که تحمیل انواع محدودیت ها بر حقوق کودکان و نقض آن در بدترین نوعش از جانب مردم و حاکمان آنوقت در بسا نقاط جهان تلاشها و کوشش های را در جهت دفاع از حقوق کودکان وتوجه به رشد وتعلیم وتربیت آنان موجب شد که اعلامیه حقوق کودک 1924 ژینو در جهت مراقبت های لازم از کودکان و سر انجام اعلامیه حقوق کودک مصوب سال 1989 مجمع عمومی سازمان ملل متحد بزرگترین ضمانت برای تأمین حقوق و آزادیهای اساسی کودکان بشمار میرود اصل هشتم این اعلامیه چنین مقرر میدارد: << کودک باید در هرشرایط جزء اولین کسانی باشد که از حمایت و تسهیلات بهره مند گردد>>. و کلیه کشورهایکه به آن ملحق شده اند و مفاد مندرج در آن را پذیرفته اند خود را ملزم به تمامی احکام و دستورات آن میدانند که افغانستان یکی از آن کشورهای میباشد که این سند الزام آور و لازم الجرا را پذیرفته اند و خود را مکلف به تمامی معیار های آن در جهت تبین بهتر حقوق کودکان میداند که توسط قوانین داخلی خود نیز معیار های این کنوانسیون و مقاوله نامه های مرتبط به حقوق کودک را حمایت میکند.

امروز در سراسر جهان تعدادی قابل ملاحظۀ سازمانها و موسسات خیریه در راستای حفاظت از منافع کودکان و حمایت جدی از آنان در برابر تهدیدات و خطرات ناشی از فقر و سائر اسیب های اجتماعی وجود دارد ودرایجاد زمینه ها و فرصت های مناسب به منظور تربیت سالم آنان همواره تلاش میکند که افزایش توجه به وضعیت کودکان در جهان سبب شده تا انکشافات و پیشرفت های عمدۀ در خصوص رعایت و اجرای حقوق کودکان و فراهم ساختن زمینه ها و امکانات تعلیمی و تربیتی و برآورده ساختن نیازهای اساسی وبنیادین آنان در عرصه های گوناگون صورت گیرد؛ که خوشبختانه گونه های از از این پیشرفت ها در وضعیت کودکان افغانستان نیز در طی چند سال اخیر به خوبی بمشاهده میرسد.

اما واقعیت این است که کودکان افغانستان بعنوان محروم ترین کودکان دنیا که طی سالیان جگ و خونریزی محرومیت ها و نارسایی های فراوان را تجربه کرده اند و در یک شرایط توأم با فقر و مشکلات زندگی بسر برده اند که هنوز هم پیامدها و تبعات ناشی از آن محسوس است و هستند کودکانی که اندکترین امکانات برای زندگی کردن و فراگیری علم ودانش در اختیار ندارند و در نهایت مشکلات بسر میبرند کودکانی که در جریان جنگهای خانمانسوز یتیم و بی سرپرست شده اند برای تأمین مایحتاج زندگی خود و فامیل خود  ناچاراً به کار های شاقه و سنگینی روی آورده اند؛ افزون بر آن  هزاران کودک دیگر در گوشه وکنار کشور به مصائب گوناگون بی سرپناهی، آوراگی، سؤتغذیه، فحشا، سؤ استفاده های جنسی، کار اجباری، گدایی، و... گرفتار اند که تراژیدی بزرگی جامعه ما میباشد کودکانی که نیاز مبرم به سرپرستی دارند خود سرپرستان خوانواده های خود اند و با متحمل شدن انواع مشکلات درپی درامد برای خوانواده های خود اند؛ حقیقت اینست که عامل اصلی رواج کار کودکان در افغانستان  عدم وجود سرپرست و نبود رفاه و تأمین اجتماعی میباشد که خانواده ها مجبور میشوند کودکان خودرا به کار وادارند.

افغانستان که در طول تاریخش مقهور و مغلوب انواع رژیم های استبدادی بوده و شهروندان آن شاهد بدترین رفتار ها و اعمال ظلم و ستم علیه شان بوده اند و حتی کودکان نیز از رهگذر اعمال استبداد حاکمیت های مستبد و دیکتاتور گذشته بی نصیب نماندند که حکومت چند سالۀ رژیم سفاک طالبان از نمونه های بارز آنست آنان که بانیان خشونت، ظلم، ترس و ناقضین اصلی حقوق بشر در افغانستان بشمار میرفتند کودکان را نیز در معرض بدترین خشونت ها قرار دادند، به حقوق اولیه آنها احترام نگذاشتند، حق آموزش وتعلیم و تربیت را از آنان گرفتند، تمامی زمینه های رشد آنها را در جامعه از بین بردند، هزاران کودک را یتیم و بی سرپرست ساختند و حتی آنان را بر اساس تبعیضات مذهبی و ملی مجازات کردند.

اما پس از برچیده شدن بساط حاکمیت طالبان از افغانستان و روی کار آمدن حاکمیت مردمی پیشرفت ها و تغیرات چشمگیری در عرصۀ حقوق زنان و کودکان بملاحظ میرسد؛ تلاشهای دولت هماهنگ با سازمانها ی غیر دولتی در راستای تأمین حقوق و آزادیهای اساسی شهروندان و رعایت بدون قید وشرط حقوق بشر و تعین ضمانت های قانونی در رابط به حقوق کودکان مسلماً تأثیرات بزرگی را در بهبودی وضعیت کودکان وارد ساخت که دولت جمهوری اسلامی افغانستان در پرتو قانون اساسی کشور با اتخاذ سیاست های درست و منظم در راستای احترام به حقوق کودک و تأمین حقوق کودک تلاش مینماید؛ هکذا در زدایش فقر و محرومیتها در بین کودکان مساعد ساختن زمینه های آموزشی و تعلیمی و فراهم نمودن امکانات برای کودکان نیازمند ومحروم این کشور و جلوگیری از هر گونه اعمال و برخورد که حقوق کودکان را مورد تضیع قرار میدهد اقدامات لازم صورت گرفته است. ضناً اهمیت و لزوم تعمیم تربیت کودکان در قانون اساسی بصراحت تأکید شده است. بنابرین دولت با برنامه ریزی درست در مساعی مشترک با سازمانها و مؤسسات غیر دولتی در رابطه به تهیه نمودن وسایل آموزشی، فراهم نمودن زمینه های آموزشی از قبیل احداث مکاتیب، موسسات تعلیمی و تربیتی و پاسخ به نیازمندی های اساسی تعلیمی، رفاهی، معیشتی و ... کودکان رادر اولویت برنامه هایشان قرار داده که در کل گامهای مهم در ارتباط به حقوق کودکان برداشته شده  اما علی الرغم تمامی این تلاشها موانع و چالشهای تأمل بر انگیز که تحقق عملی و کامل حقوق کودکان را به مشکل مواجه میسازد همچنان وجود دارد چناچه تعدادی زیادی خوانواده های کم درآمد و بی بضاعت که روزانه اندک درآمد ندارد و با مصائب و محرومیت های گوناگون زندگی میکند مجبوراً کودکان خود را به کار های طاقت فرسا و زیان آور گمارده اند این اطفال که از نعمت علم ودانش محروم اند و فرصت تعلیم و تربیت را نابسامانییهای روزگار از آنان سلب نموده  اند مطمئناً صدمات جدی جسمی و روانی را متحمیل میگردد.

طوریکه همه ما میدانیم عمدتا کودکان در اثر حملات گروه های اجنبی و جنایت کاران قرن 21 همه روز جان های شرین خود را از دست میدهند که این خود خشن ترین خشنوت علیه بشریت میباشد و این وحشتگران که خود را ملا آخر زمان میدانند حتی رحم بالای طفل که پدر و مادر خود را در مقابل چشمانش از دست میدهد شلیک میکنند و جان شرین وی را میگریند و خود را ازائیل مینماند و کودکی را نابود میسازد که آرزو به یک حیوان را داشته است به یقیین مبدل میسازد و وی را یکجا با پدر، مادر و برادرش به سفر ابدیت پیوستن به ذات حق روانه میسازد.

از سوی دیگر اختطاف و کودک ربایی بعنوان یک پدیدۀ مخوف و خطرناک که زندگی کودکان را هدف قرار میدهد و همواره تحدید بزرگی برای کودکان افغانستان تلقی میگردد از معضلات دیگریست که دولت و مردم ما را به نگرانی عظیمی واداشته که متاسفانه سالانه ده ها کودک افغانستانی توسط مافیایی بین المللی به اهداف تروریستی، سؤاستفاده های جنسی و استخدام اجباری در کارگاه ها و موسسات صنعتی به خارج از کشور قاچاق میگردد که مسلماً بانی  اصلی و حمایت کنندۀ این شیوۀ منفور و غیر انسانی کسانی اند که طرفدار ادمۀ ناامنی ها و جنگ درین کشورند و در بی ثباتی ها نقش دارند کودکان را آموزش تروریستی میدهند و از آنان بعنوان حربۀ مؤثر درجهت تحقق بخشیدن به اهداف شان استفاده میکنند؛ و باند های استثمارگر که در صدد استثمار نیروی کار ارزان انسانی اند نیز در اختطاف اطفال نقش دارند و از کودکان در بدل دستمزد ناچیز و حتی بدون پرداخت دستمزد بهره کشی مینماید.

امیدواریم دولت جدید با اتخاذ برنامه ها و تدابیر مناسب در راستای از بین بردن کلیه عوامل که تأمین حقوق و بهبودی وضعیت کودکان را تحدید میکند تلاش نموده و با ارئه مکانیزمهای تأمین رفاه اجتماعی زمینه های رشد کودک را مساعد سازد که درین میان راهکار هماهنگی و مشارکت مؤسسات غیر دولتی با دولت هم چنان مؤثر و ارزنده تلقی میگردد.

 

پایان

متین زاهد

نوشته شده در 93/01/03ساعت 9:25 PM توسط متین زاهد|

در سوگ از دست دادن یک ابر قدرت نظامی و یک نخبه سیاسی

من در سوگ ام و گریه دارم

---

امروز فرزندی را نوازش پدر استوار و عیار دیگر نیست

امروز ز قطره اشک چشم مادری دریای خون جاریست

امروز قدرت جمعیت را نبود یک رهبری محسوس است

امروز کابلم سوگ دارد و افغانستانم سوگوار است

امروز خوشی های جاده را غم یک استوره یی گرفت

امروز جاده های شهرم سیاه پوش شده است

امروز فضای آسمان کابلم خاموشی اختیار کرده است

امروز ملائیک ملکوتی همه بر فضای کابل نظاره دارند

امروز قلعه های پامیر و هندوکش را قدم های استوار  از عیار اش دیگر نیست

امروز در و دیار و کوچه های شهرم گریه دارند و اشک باران جاریست

امروز زمین و زمان و آسمان همه سفید پوشیده اند نم اشک دارند

امروز کاروان و ملت یی را ابر قدرت نظامی دیگر نیست

امروز تاریخ شاهد خط درشت تلخ و صفحه تاریک است

و

امروز حاکمیت نظام را قوت و حمایت مارشال یی دیگر نیست

---

پدرود

متین زاهد

20 حوت 1392

نوشته شده در 92/12/20ساعت 11:49 AM توسط متین زاهد|

مارشال محمد قسيم فهيم مرد پر افتخار سنگر هاي آزادي و يكي از مهمترين شخصيت هاي سياسي در دو دهه ي اخير كشور بود. 

مارشال فهيم به عنوان يكي از اصلي ترين بنيانگذاران نظام نوين اين كشور، تمام تلاش خود را در راستاي شكلدهي ساختارهاي سياسي - اداري فرو ريخته ي افغانستان پس از طالبان انجام داد و در كنار ديگر دولت مردان اين سرزمين پايه هاي يك دولت دموكراتيك و مردمي را در اين سرزمين مستحكم ساخت.


مارشال فهیم شخصیت چند بعدی داشت ، وی به انچه می گفت عمل می نمود و حقیقتأ باور داشت و از انچه داشت و می توانست داشته باشد کریمانه و دلیرانه سخاوت می نمود و اینک با نیک نامی و ابرو مندی به دیدار پروردگار شتافته است ، که دوستدار محسنان است ، ان الله یحب المحسنین .


مارشال در جنگ شجاع و مبتكر، در سياست دور انديش و مدبر و در دوستي و رفاقت وفادار و خلل ناپذير بود.
وقتي در سال ٢٠٠١ قدرت هاي جهاني طرح تجزيه ي افغانستان را به شمال جنوب به عنوان آخرين راه حل بحران اين كشور مطرح كردند، شريني اي را از بشقاب برداشت و گفت: " اين را در پكتيا تيگه مي گويند و در پنجشير زمرد؛ تيگه ارزش مادي ندارد، اما زمرد مليون ها دالر قيمت دارد. اما براي من ارزش هر دو يكي است. من وزير دفاع كل فغانستان استم و اين كشور را خود آزاد خواهم كرد."
همان بود كه طرح تجزيه ي افغانستان كنار گذاشته شد. و جامعه ي جهاني او را در آزادي افغانستان و شكلدهي يك كشور متحد كمك كرد.

فقدان مارشال فهیم در شرایط کنونی یک ضایعه بزرگ برای مردم ما محسوب میشود ، ایشان با تدبیر و اندیشه متعالی که نسبت به آینده افغانستان داشتند همواره سعی می نمودند ، تاوحدت وبرادری بین تمام اقوام ساکن در افغانستان حفظ شود ، نقش او دردوران ، ثبات نسبی و سازندگی کشور بسیار برازنده بود .
اینک آن نازنین که اعتبار و افتخار جهاد و مقاومت مردم افغانستان بود رخت به سرای باقی کشیده است و مگر بازماندگان راه و اندیشه پر شرافت او را دنبال کنند و با استبداد بسیتزند و نام نیکی در این جهان و پاداش کریمانه در آن جهان برای خود فراهم اورند .


نام مارشال با نام افغانستان گره خورده است و مردم حق شناس اين سرزمين از او به عنوان حامي استقلال، پاسدار وحدت ملي و نماد همبستگي مردم ما ياد خواهند كرد.

دو چیز حاصل عمر است “نام نیک و ثواب” 
و از این دو درگذری کل من علیها فان
ربنااغفرلناولاخوانناالذین سبقوا نا بالایمان ولاتجعل فی قلوبناغلا للذین امنو ربنا انک رئوف رحیم

---

پدرود

احمد متین زاهد

 

نوشته شده در 92/12/19ساعت 7:44 PM توسط متین زاهد|

ﺣﻀﻮر زﻧﺎن در ﻧﻈﺎم ﺳﯿﺎﺳﯽ در یک دهه اخیر در افغانستان

احمد متین زاهد

"به مناسبت روز جهانی زن"

ﺟﺎﻣﻌﮫ اﻧﺴﺎﻧﯽ ﻣﺘﺸﮑﻞ از اﻓﺮاد، اﺷﺨﺎص ﮐﮫ ﺑﺮای ﮐﺴﺐ اھﺪاف ﻣﺸﺘﺮک دور ھﻢ ﺟﻤﻊ ﺷﺪه و ﺗﺸﺮﯾﮏ ﻣﺴﺎﻋﯽ ﻣﯿﻨﻤﺎﯾﻨﺪ و زﻧﺎن در ﺗﺸﮑﻞ اﺟﻤﺘﺎع اﻧﺴﺎﻧﯽ ﻧﻘﺶ اﺳﺎﺳﯽ را ﺑﺎزی ﻣﯿﻨﻤﺎﯾﻨﺪ و زﻧﺎن ﻧﯿﻤﮫ ای از ﭘﯿﮑﺮ ﺟﺎﻣﻌﮫ اﻧﺴﺎﻧﯽ را ﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯿﺪھﻨﺪ؛ دﯾﻦ ﻣﺒﯿﻦ اﺳﻼم زن و ﻣﺮد را از ﻟﺤﺎظ ﮐﺮاﻣﺖ اﻧﺴﺎﻧﯽ ﯾﮑﺴﺎن داﺷﺘﮫ و ﻣﯿﺘﻮاﻧﻨﺪ دوﺷﺎدوش ﻣﺮدان در ﺳﺎﺧﺘﺎر اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻧﻘﺶ ﺑﺎزی ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ. ﺑﺮﺗﺮی ﻣﯿﺎن آن دو ﺟﺰ ﺑﺮ ﺗﻘﻮا و ﭘﺮھﯿﺰﮔﺎری ﻧﯿﺴﺖ در ﺟﺎﻣﻌﮫ اﺳﻼﻣﯽ و از ﻧﮕﺎه دﯾﻦ ﻣﺒﯿﻦ اﺳﻼم زن ﻧﯿﺰ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﺮد، اﻧﺴﺎن ﻣﺴﺆل اﺳﺖ ﺑﺮای ﺗﺒﻠﯿﻎ واﻗﻌﯿﺖ ھﺎ، ﺑﺠﺎ آوردن اﺣﮑﺎم دﯾﻦ و ادای واﺟﺒﺎت و دوری از ﻧﺎ ﻣﺤﺮﻣﺎت و ﭘﺎﯾﺒﻨﺪی ﺑﺎ ﺣﺪود و ﻣﺮزھﺎی ﺷﺮﯾﻌﺖ و ﻓﺮاﺧﻮاﻧﯽ دﯾﮕﺮان ﺑﮫ دﯾﻨﺪاری و اﻣﺮ ﺑﮫ ﻣﻌﺮوف وﻧﮭﯽ از ﻣﻨﮑﺮ از ﻣﮑﻠﻔﯿﺖ ھﺎ و ﻣﺴﺆﻟﯿﺖ ھﺎی آن ﻣﯿﺒﺎﺷﺪ. در ﻗﺮآن ﮐﺮﯾﻢ ﺑﮫ ﺻﯿﻐﮫ ھﺎی ای ﻣﺆﻣﻨﺎن و ﯾﺎ ای ﻣﺮدم ﺧﻄﺎب ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺘﮫ ﺑﺪون ﺷﮏ زﻧﺎن ﻧﯿﺰ در اﯾﻦ ﺧﻄﺎب ﺷﺎﻣﻞ ﺑﻮده و درﺟﻤﻠﮫ ﻣﺆﻣﻨﺎن وﻣﺮدم داﺧﻞ اﻧﺪ.

ﺣﻀﺮت ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺑﺰرﮔﻮار اﺳﻼم (ص) در ﺑﺎره زن ﻣﯿﻔﺮﻣﺎﯾﺪ: زﻧﺎن ﺑﺎ ﻣﺮدان ھﻤﺮدﯾﻒ و ھﻢ ﻣﺎﻧﻨﺪ اﻧﺪ ﺑﻌﻀﯽ از زﻧﺎن ﺑﮫ ھﻤﺮاه ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ اﺳﻼم و اﺻﺤﺎب ﮐﺮام ( رض) ﺷﮭﺎﻣﺖ ﻧﻤﻮده ﻋﻤﻼً درﻏﺰوات اﺷﺘﺮاک ﻓﻌﺎل و در ﺑﺪﺗﺮﯾﻦ و ﺧﻄﺮﻧﺎﮐﺘﺮﯾﻦ ﻟﺤﻈﮫ ھﺎی زﻧﺪﮔﯽ ﺑﺎ ﻣﺮدان ﺑﻮده اﻧﺪ از اﯾﻨﺮو زﻧﺎن ﻣﯿﺘﻮاﻧﻨﺪ ھﻤﺴﺎن ﺑﺎ ﻣﺮدان در ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ھﺎی ﺳﯿﺎﺳﯽ و اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻣﺸﺎرﮐﺖ داﺷﺘﮫ و از ﺣﻘﻮق اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺧﻮﯾﺶ ﺑﺮﺧﻮردار و ﺑﮭﺮه ﻣﻨﺪ ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﭘﺲ از اﯾﻦ ﻣﻌﻠﻮم ﻣﯿﺸﻮد ﮐﮫ ﺣﻀﻮر زﻧﺎن در ﻧﻈﺎم ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺑﺴﯿﺎر ارزﻧﺪه و ﻣﻔﯿﺪ ﺑﻮده ﮐﮫ ﺑﺎﻋﺚ ﺗﺮﻗﯽ و ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ دوﻟﺖ در ﺗﻤﺎم ﻋﺮﺻﮫ ھﺎی ﺳﯿﺎﺳﯽ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ وﻓﺮھﻨﮕﯽ ﻣﯿﮕﺮدد.

زعامت طالبان بر افغانستان، به عنوان بدترین دوره حیات سیاسی و اجتماعی زنان افغان، تلقی می شود، دوره ای که در آن زنان افغان از اساسی ترین نیازهای انسانی خود محروم بودند . حق اشتراک در فعالیت های اجتماعی- بهره وری از فرصت های آموزشی – کاری و در نهایت حضور اجتماعی، از سوی حاکمیت افراطی و بنیاد گرای طالبان، از زنان گرفته شده بود. ممنوعیت گشت و گذار بدون محارم و پوشش چادری از ملموس ترین دستورات نابخردانه ای بود که برای زنان افغان، وضع شده بودند.  این سیاست های نابخردانه  که ناشی از یک نظام رادیکال و افراطی بود، زنان افغان را به انسان هایی منزوی تبدیل و نسل سرخورده ای از آنان را، تقدیم جامعه افغانی کرد. در ﺟﻮاﻣﻊ اﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻌﻀﺎً این نوع ﻧﻈﺎم ھﺎی ﻣﺴﺘﺒﺪ ﺑﻮﺟﻮد ﻣﯿﺂﯾﺪ ﮐﮫ از ﺣﻀﻮر زﻧﺎن در ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺟﻠﻮﮔﯿﺮی و زﻧﺎن را در ﺣﺼﺎرھﺎی ﺧﺎﻧﮫ اﯾﺸﺎن ﻣﺤﺒﻮس و از ﺣﻘﻮق ﺣﻘﮫ ﺷﺎن ﻣﺤﺮوم ﻣﯿﻨﻤﺎﯾﻨﺪ.

ﻧﻈﺎم ﺗﻮﺗﺎﻟﯿﺘﺮ و ﺧﻮد ﮐﺎﻣﮫ طﺎﻟﺒﺎن ﻧﻤﻮﻧﮫ ﺑﺎرز اﯾﻦ ﻧﻮع ﻧﻈﺎم ھﺎ ﺑﻮد ﮐﮫ ﺑﮫ ﺑﺪﺗﺮﯾﻦ ﺷﮑﻞ زﻧﺎن را از ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺑﮫ دور و ﻣﻨﺰوی ﻧﻤﻮدﻧﺪ اﻣﺎ ﺑﺎ ﺷﮑﺴﺖ طﺎﻟﺒﺎن و اﺳﺘﻘﺮار ﻧﻈﺎم ﺟﮭﻮری اﺳﻼﻣﯽ اﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎن ﻗﺎﻧﻮن اﺳﺎﺳﯽ زﻧﺎن دوﺑﺎره ﺣﻖ ﻣﺸﺎرﮐﺖ در ﺳﺎﺧﺘﺎر اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، اﻗﺘﺼﺎدی، ﺳﯿﺎﺳﯽ و ﻓﺮھﻨﮕﯽ ﮐﺸﻮر راه ﯾﺎﻓﺘﻨﺪ. و ﻣﻄﺎﺑﻖ ﻣﺎده 22. قانون اساسی افغانستان هر نوع تبعيض و امتياز بين اتباع افغانستان ممنوع است و اتباع افغانستان اعم از زن و مرد در برابر قانون داراي حقوق و وجايب مساوي مي باشند.  ﭘﺲ ﺑﺮزﻧﺎن ﻣﺴﻠﻤﺎن اﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎن واﺟﺐ اﺳﺖ ﮐﮫ دوﺷﺎدوش ﻣﺮدان وﺑﺮادران ﺧﻮد در اﻣﺮ ﺑﺎزﺳﺎزی و ﻋﻤﺮان اﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎن و ﺟﺎﻣﻌﮫ زﺟﺮ ﮐﺸﯿﺪه ﺧﻮد ﮐﮫ ﺟﻨﮕﮭﺎی ﺗﺤﻤﯿﻠﯽ ووﯾﺮاﻧﮕﺮ در ﮔﺬﺷﺘﮫ و ﺣﺎل داﻣﻨﮕﯿﺮ آن ﺑﻮده و ﻣﯿﺒﺎﺷﺪ و ﺗﺎ ھﻨﻮز ھﻢ ﺻﺪای ﺑﻤﺐ و اﻧﻔﺠﺎرات ﻗﻠﺐ ھﺮ ھﻢ وطﻦ ﻣﺎ را ﺟﺮﯾﺤﮫ دار ﺳﺎﺧﺘﮫ ﻗﺪم ﺑﺮداﺷﺘﮫ وﺑﺮای ﯾﮏ اﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎن ﻣﺮﻓﮫ، آزاد و ﺑﺪور از ﺟﻨﮓ و ﺧﻮﻧﺮﯾﺰی ﺗﻼش ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ.

 

ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﺎﻧﮫ ﻧﻈﺎم اﺳﻼﻣﯽ و دﻣﻮﮐﺮاﺗﯿﮏ ﮐﮫ ﺑﺎ ﺑﺮﮔﺰاری اﻧﺘﺨﺎﺑﺎت و ﺗﺼﻮﯾﺐ ﻗﺎﻧﻮن اﺳﺎﺳﯽ ﺑﻤﯿﺎن آﻣﺪ دوﻟﺖ ﻣﺮدﻣﯽ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺷﺪ، ﻋﺪاﻟﺖ ﺗﺄﻣﯿﻦ ﮔﺮدﯾﺪ، زﻧﺎن وﻣﺮدان دوﺷﺎدوش ﯾﮕﺪﯾﮕﺮ درﺗﻤﺎم ﻋﺮﺻﮫ ھﺎ ﺑﺎ ھﻢ ﯾﮑﺠﺎ ﺳﮭﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﻧﺪ وروز ﺑﮫ روز وطﻦ ﻋﺰﯾﺰ ﻣﺎ اﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎن ﺑﻄﺮف ﺗﺮﻗﯽ و ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﮔﺎم ﻣﯽ ﻧﮭﺪ.

اﻣﺮوز ﻣﺎ ﺷﺎھﺪ ﺣﻀﻮر و ﻣﺸﺎرﮐﺖ ﮔﺴﺘﺮده زﻧﺎن در ﻋﺮﺻﮫ ھﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ و در اﻣﺮ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿﺮی ھﺎی ﺳﯿﺎﺳﯽ و اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻣﯿﺒﺎﺷﯿﻢ ﮐﮫ اﯾﻦ ﺧﻮد ﺑﯿﺎﻧﮕﺮ ﺗﻐﯿﺮات و ﺗﺤﻮﻻت ﻣﺜﺒﺖ درزﻧﺪﮔﯽ زﻧﺎن و ﻧﺸﺎﻧﮕﺮ ﺣﻀﻮر ﻣﺆﺛﺮ آﻧﺎن در ﺷﺮاﯾﻂ ﻓﻌﻠﯽ ﻣﯿﺒﺎﺷﺪ ﺗﺄﮐﯿﺪ دوﻟﺖ ﺟﻤﮭﻮری اﺳﻼﻣﯽ اﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎن درﻣﻮرد ﺗﺜﺒﯿﺖ ﺟﺎﯾﮕﺎه واﻗﻌﯽ زﻧﺎن در ﮐﺸﻮر و اﻗﺪاﻣﺎت ﻋﻤﻠﯽ در زﻣﯿﻨﮫ ﺣﺎﮐﯽ از ﺑﺮﺧﻮرد ﺑﺮاﺑﺮ و ﯾﮑﺴﺎن دوﻟﺖ درﺑﺮاﺑﺮ ﺷﮭﺮوﻧﺪان اﯾﻦ ﮐﺸﻮر ﻣﯿﺒﺎﺷﺪ در ھﺮﺻﻮرت ﺗﺪاوم روﻧﺪ ﻓﻌﻠﯽ ﻣﻄﻤﺌﻨﺎً اﻧﮑﺸﺎﻓﺎت و ﺗﻐﯿﯿﺮات ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻼﺣﻈﮥ را در ﻋﺮﺻﮫ ﺣﻘﻮق و ﺑﮭﺒﻮدی زﻧﺪﮔﯽ زﻧﺎن در ﭘﯽ دارد.

متاسفانه هنوز در برخی از نقاط افغانستان که حضور دولت در آنجا، ضعیف است، محاکم محلی بنابر سنت ها و- عرف و عادات غیر انسانی، زنان را محاکمه می کنند که سنگسار چندین زن در غزنی، بدخشان، بادغیس، پروان، هرات و غیره  در سال های اخیر از همین دست ستیزی ها، ناشی شده است.

همچنین گروه های خود سر و زورمندان در همه جای افغانستان،خشونت های متعددی علیه زنان را مرتکب شده اند که در نواحی دورتر از پایتخت که تنها دولت به ظاهر در آنجا، اقتدار سیاسی دارد به وفور وجود دارد؛ اما در بسیاری از موارد این رویدادهای خشونت بار علیه زنان، بازتاب خبری نمی یابند و در پایتخت به گونه ای دیگر، زورمندان و افراد عالی رتبه، خشونت را علیه زنان، مرتکب می شوند.

نهادهای مدافع حقوق زنان و سازمان های حقوق بشر در افغانستان کوشیده اند تا وضعیت بهتری برای زندگی زنان افغان به وجود بیاورند. ایجاد خانه های امن برای زنانی که مورد خشونت های شدید واقع شده اند، پیگیری پرونده های خشونت علیه زنان و ارائۀ خدمات حقوقی به زنان افغان، از سهولت هایی است که توسط نهادهای حقوق بشری برای زنان به وجود آمده است.

هر چند آمارها، نشان می دهند، خشونت علیه زنان افغان، افزایش یافته و موارد متعددی از نقض حقوق زنان، توسط رسانه ها به نشر رسید که حاکی از خشونت های فامیلی و قتل های مشکوک زنان بود؛ اما مهم ترین عامل افزایش خشونت علیه زنان، عدم اجرای قانون از سوی مجریان قانون و عدم مجازات عاملان خشونت، تلقی می شود؛ اما وخامت اوضاع امنیتی در برخی نقاط، قدرت برخی از گروه های رادیکال که از مخالفان سرسخت حقوق زنان به شمار می روند نیز بر این روند بی تاثیر نبوده است.

اما با این حال، حامیان حقوق بشر تا آن جا که می توانند، سعی در ارائه و پیگیری پرونده های خشونت علیه زنان می کنند، رسانه ها به بازتاب مسائل حقوق بشری می پردازند و این نشان دهنده آن است که حتی اگر میزان خشونت علیه زنان در جامعه بالا و از هر جناحی که باشد، سازمان های دفاع از حقوق بشر و رسانه ها وجود دارند و وظیفه خود را در این راستا، انجام می دهند

با وجود دستاوردهای مثبت در زندگی زنان افغانستان در ده سال گذشته، وضعیت پیشرفت و ترقی در بسیاری از جنبه ها محدود به الفاظ و شعار بوده است. قوانین، برنامه ها و استرتژی های بی شماری برای توانمندسازی زنان افغانستان بوجود آمده است ولی پیگیری آنها چندان موفقیت آمیز نبوده است. این در حالی است که در قوانین افغانستان از همان آغاز از حقوق اتباع سخن گفته شده اما رسم و رواج هایی که از دوره های تاریک برجای مانده نه تنها در شرایط جنگی بلکه همیشه مانع آزادی و حقوق زنان شده است. مقابله با جنایات عمدی و قتلهای ناموسی، ازدواج اجباری، عادات و رسم و رواجهای ناپسند از ضروریات برای زندگی زنان امروز افغان به شمار میروند.  امروزه اندیشمندان حوزه افغانستان بر فرهنگ سازی به منظور پذیرش زنان به عنوان یک عنصر تاثیرگذار بر رفتارهای اجتماعی و نهادینه شدن حقوق آنان تاکید دارند. اشتراک و حضور زنان در فعالیت های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی یکی از اصلی ترین معیارهای تساوی حقوقی در جوامع مدرن می باشد و بدون حضور موثر زنان، نمی توان جامعه بالنده و سرزنده داشت. نکته مهم دیگری که وجود دارد عبارت از این است که تا زمانی که زنان افغانستان خود خواستار تغییرهای بنیادین در رابطه با حقوق و نقش اجتماعی شان نشوند، موجودیت قوانین عادلانه، سیاست ها و پالیسی های دولتی قادر به ایجاد تغییر در شرایطی که ثبات سیاسی، امنیت و حاکمیت قانون میسر نیست، راه حل این مساله به شمار نمی رود.

 

باوجود حضور 11 ساله نیروهای بین المللی در افغانستان و شعارهای آنان در خصوص تلاش برای دفاع از حقوق زنان افغان و فعالیت و حضور گسترده ده ها نهاد و ارگان داخلی و خارجی در راستای محو خشونت و کاهش آن در افغانستان، نه تنها این فعالیت ها تاثیری در بهبود وضعیت زنان در افغانستان نداشته است، بلکه هر روز انواع جدیدی از خشونت ها در جامعه جنگزده افغانستان بروز میکند.

پس زنان افغان در ساختار سیاسی آینده چه  جایگاهی خواهند داشت؟ آ یا مسیری که سیاست افغانستان در آن روان است بازگشت ارتجاعی زنان افغان به دوره خشونت، نظامی گری و نقض همه جانبه حقوق زنان را در پی نخواهد داشت؟

اگر چنین باشد، چه آینده ای در انتظار زنان افغان خواهد بود؟ آیا این به مفهوم از دست دادن همه دستاوردهایی است که زنان افغان بعد از 2001 داشته اند؟

این ها مسائلی هستند که نگرانی هایی را پیرامون وضعیت زنان، ایجاد کرده اند و پیآمد آن در خصوص سال 2014 و علل نگرانی آنان از ناحیه چی خواهد بود.

ﺑﻨﺎً ﺑﺮ زﻧﺎن اﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎن اﺳﺖ ﮐﮫ از وﺿﻌﯿﺖ ﻣﻮﺟﻮد ﻧﮭﺎﯾﺖ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﺜﺒﺖ ﻧﻤﻮده و ﻧﮕﺰارﻧﺪ ﮐﮫ دﺷﻤﻨﺎن اﯾﻦ وطﻦ ﯾﮑﺒﺎر دﯾﮕﺮ آراﻣﯽ ﺷﺎﻧﺮا ﺑﮫ ﻧﺎآراﻣﯽ ﻣﺒﺪل ﺳﺎزﻧﺪ.

 ﺑﺎ اﺣﺘﺮام

متین زاهد

نوشته شده در 92/12/18ساعت 11:46 AM توسط متین زاهد|

فریاد

....

در بيم مستي جانم، جام شرابم كجاست
غرق نشه چشم يارم، سرمه مژگان كجاست
چشمان خمار و أبرو دم مارت تباهي دو عالم
گداي روزگارم افتاده خاك، رهي حياتم كجاست
سنگسار سنگ طفلانم، زولانه حكم قاضي
محروم ادعا نماز عشقت، قبله نما أم كجاست
أسير داغ عشقت من، مجنون تر از فرهاد
زاهد مكتب زندانت، رهي فرارم كجاست
---
متين زاهد
٢٩ سنبله ١٣٩٢

نوشته شده در 92/07/14ساعت 1:50 PM توسط متین زاهد|

دل می رباید از من و جان می دهد به من

نه چون ایمان که جان آرام می دهد به من

دیدار تو روشنایی صبح سعادت است

مراد دل است که مهر می دهد به من

دلداده ی غریبم و گمنام دیار جمال اش

زان یار دلنشین که نشان می دهد به من

جانا مراد بخت و جوانی وصال توست

کو جاودانه بخت جوان می دهد به من

می آمدم که ز حال دل زار و بیمار گویمت

نه آن رازها دارم که چشم یار گویت به من

چشمت به خمار و ناز ببندد لب نیاز

رخت اگر هزار زبان می دهد به من

آری سخن به شیوه ی چشم تو خوش ترست

مستی ببین که زبان بیان می دهد به من

افسرده بود سایه دلم بی هوای عشق

این بوی زلف کیست که جان می دهد به من

---

متین زاهد 29 حوت 1391

نوشته شده در 91/12/29ساعت 10:36 PM توسط متین زاهد|

متین زاهد

پنجم جدی ۱۳۹۱

مشک عنبرین تار مویت تار تار- در دام حقله زلفانت پیچیده ام

نوشته شده در 91/10/06ساعت 3:11 PM توسط متین زاهد|

شهد و شکر سخن شرینت شوم

تا گمک های گلویت ببوسم

غلام حلقه بر گوشت شوم

تا قاصدک و مطیع ات باشم

سرمه کش چشمان خمارت شوم

تا تجلا دیدار شوخ و مستت باشم

بیجاده لب پسته دهنت ببوسم

تا نطق بیان و رازهایت بفهمم

مهتاب شب های یلدایت شوم

تا نگهبان روح و روانت باشم

مرید میخانه و امام مسجدت شوم

تا زاهد روح قدس و جمالت باشم

  ...

متین زاهد          5 /جدی/ 1391

نوشته شده در 91/10/06ساعت 2:51 PM توسط متین زاهد|

متین زاهد 03 جدی 1391

کابل عزیز و افغانستان بزرگ!

سکوت شبها و فریاد روز هایت، آسمان نیله گون و کوهسار های سرشارت این بار مرا بخود کشاند تا بعد از مدت ها بنویسم و از نویشتن روی کاغذ بغض گلویم را بفشارم و داد و فریاد کنم که یارب "اینجا کجاست...؟ من کیستم...؟ آیا من در دهکده زندگی میکنم که بیشتر از قرن ها تاریخ دارد...؟ آیا من کسی هستم که از جمله سی میلیون جمعیت دارد...؟

 

هر روز صبح با دیدن یک نگاه خسته و یک معصومیت بر باد رفته و خیل عظیم جویندگان کار که هیچ وقت کاری و لقمه نانی کافی در قسمتشان حک نشده است، روح و روان انسان را آزرده و رنجور می سازد. کلبه های حقیرانه و دیوارهای گلی، نبود آب بهداشتی برای آشامیدن و فرار لبخند ها که شکم های گرسنه همه را به هم بی اعتماد و کج خلق ساخته است. امیدی را حس نمیکنی، گوش میدهدی چی حادثه رخ میدهد "بمب، انفجار، آتش سوزی، خودکشی، قطل، سرقت، محکمه های صحرایی و یا هم مافیای بزرگ حکومتی که امروز تاج طلا فساد را افتخار این ملت قهرمان ساخته است آنهم بزرگترین کشور آغوشته به فساد اداری که مردم اش در تاریکی حکومت مردم توسط مردم زندگی میکنند.

 

از کوچه های خاکی شهر که بیرون می روی و وارد جاده های خاک آلود می شوی قادر نمیشویی تا فاصه ده متری خود را تماشا کنی و گاز موتر را آهسته  میسازد و  یا هم  از ازدحام موترهایی که لنگر زره شان تکانت میدهد و حرکت شان بدون حساب و کتاب وضع آشفته رهگذران را خراب تر می کند به چی ساده گی از ات عبور میکند و وسایل نقلیه عمومی که بدون در نظر داشت هیچ قانون و اعتدالی مسافران را با فشار و ازدحام و درگیری که مرتب بین مسافران اتفاق می افتد، با بدترین وضع جابه جا می کنند که آنم به نرخ مندوی پیدا شود و این بماند که وسایل نقلیه عمومی چقدر برای زنان و دختران این جامعه نا امن و نا مناسب است.

 

کابل عزیز برایت آغوش گرم باز دارم و همچنان به شهروندانت، در تن بی تن خود برایت میکوشم و میجوشم و میخروشم و میبالم.

منم از یاران تو

آن یاران وفادار تو

تا تویی منم تا منم تویی

تا فردا دیگر و من های دیگر

آن من های که تو داری

آن درک های چون من دارند

...

پدرود

---

متین زاهد

سوم جدی 1391

 

نوشته شده در 91/10/03ساعت 10:25 PM توسط متین زاهد|

نبودنت بسا و بسا که شب یلداست برایم

نه این شب که همه شبها یلداست برایم

لحظه انتظار نبودنت سالها و قرنها گذشت

داغ دوریت بود که عمرم نه چون یلدا گذشت

نظاره چشم مستت از کنج دالان تیر کمان شد

مجنون صفت یار جوان بود که بی خانمان شد

آغوش گرم بهارم رفت و سردی قلب زمستانت آمد

شورش داغ عشقت بود که به یک بهانه رفت با صد بهانه آمد

نگران فردای زمستانم که بینمت گرم تر از این همه سردی

چی شود که خنجر کشی و بمیرانیم از این همه پیشمانی

---

متین زاهد

30 قوس 1391

نوشته شده در 91/10/03ساعت 9:21 PM توسط متین زاهد|

سبحان الله:

حکمت خداوند (ج) روی پوست گاو...

Name of Mohammad SAWA on Cow

نوشته شده در 91/08/04ساعت 9:53 AM توسط متین زاهد|

شکایت

گل چیده به دامانت ریختم نامدی

قاصدک نامه روانت ساختم نامدی

تنهایی بسترم ناامیدی و یاس بود

شبها انتظار خلوتت را داشتم نامدی

شوق تندی بوسه باران لبت هنوز بر لبم

لب مکیده خون بارانت گشتم نامدی

تبش قلبم همه ز شور عشق تو بود

شعله ور عشق جانت گشتم نامدی

دلک گوشم حوص نفس های تو داشت

تنم آراسته به مکیدن دندان هایت ساختم نامدی

ز خوابیده گی زلفانم روی شانه ها مپرس

افتخار لمس پنچه هایت ساختم نامدی

آغوشم چو قهر آسمان شورشی داشت

صد صدا زدم به پایان فغانم هم نامدی

ز ناف بالا همه حس ز عشق تو میکرد

سینه پاره به یاد عشقت کردم نامدی

زاهد گفته خود را ملاء آخر زمان ساختی

جان خویش را به فدای نامت دادم نامدی

---

متین زاهد

16 میزان 1391

نوشته شده در 91/07/18ساعت 6:24 PM توسط متین زاهد|

آمدم به صد بهانه عشق با آن زبیایی ها بینمت

خمار مستی عشق تو ام با آن مستی ها بینمت

عمریست که دل به دامان تو داده ام من مسکین

چی شود باردیگر در خلوت لحظه ها بینمت

دیده ام از فراق تو به نابینایی خوابیده است

شفا بخش لحظه ها شو با چشمان بینا بینمت

دنیای تاریک ام را نور چشمانت روشن میکند

آه! اندکی پیش آی تا بی سر و صدا بینمت

این همه رفتار ناز و خرامانت چی زیباست

بیا و بنشین لحظه بیشتر که قرن ها بینمت

زاهد ات را ز دیدار صفاء ات سیر ساز نازنین

کی شود که بارها بیایم تا سالاها بینمت

---

متین زاهد

میزان/ 5/ 1391

نوشته شده در 91/07/05ساعت 12:48 PM توسط متین زاهد|

رئیس جمهور کرزی با خانواده خود... میرویس کرزی و زینت کرزی

فامیل رئیس جمهوری کرزی

نوشته شده در 91/06/12ساعت 10:38 AM توسط متین زاهد|

دو باره این روزگار تلسم

من را به دیدار تو وادار کرد

دیدار یک لحظه ی تو هزاران سال شعر و شاعری را ویران میکند

و نگاهت خاموشی مژه هایم را خیس

و تبلور خنده هایم را گل

...

شیرینی مرور خنده ای تو

آرامش گریه های بی پناه فراموشی بود

بیا...

بنای دل فریب نداشنتنت را خراب مکن

اسطوره ی صدای دل تنگی ها را به گوشم بخوان

بالا های شکسته ام را چسب بزن

یکی دو قرن پیش گفتی: با عاشقی بساز

مگر شد که بسازم مکتب عشق نازنین ...

این بار رهایم مکن

که دیگر تاب معشوقه شدنت نیست

من هم ناتوانم

حتی طاقت یک لحظه ندیدنت

...

من به فرمان چشمان نازنین تو

میمیرم

بیا...

زنده ام کن

 ---

۳:۳۰ شب ۲۵ سرطان ۱۳۹۱

 

نوشته شده در 91/04/26ساعت 10:1 AM توسط متین زاهد|

وقتی از چشم های نازنین

 دخترک معصوم اشک بریزد

دلت چقدر سوز میگیرد

دلت میشه قدر اشک هایش اشک بریزی

و هق هق بزنی

و آه ........

چقدر زبیا میشود

حلقه سفید چشم دیگر نیست

آن سفیدی کجاست

همه جا را رنگ خون گرفته هست

چشم های ناز

در حلقه های سرخ خون

چی صمیمی و دوست داشتنی

چشم های نازنین اش

کاسه خون گشته هست

میخواهم چشمانت را ببوسم

عزیزم ....

دیگر اشک مریز

نوشته شده در 91/02/19ساعت 2:52 PM توسط متین زاهد|

تمام لحظه های نبودنت ، یک غزل می شود برایم !

او متولد می شود ، من عشق می کنم ،

عاشقش که می شوم ، دستم را می خواند !

رو به رویش می نشینم ، محو ِ هم می شویم ،

من ناز می کنم ، او می خرد !

به آغوشش می روم ، بوسه بارانم می کند !

قدم می زنم ، زمزمه ام می کند ،

باران می خواهم ، بر من می بارد !

برف که میاید ، دستی می شود در دستم ، گرمم می کند !

می خندم ، برایم قهقهه ای می شود از ته دل !

دلم که می گیرد ، دلش تنگ می شود ، نوازشی می شود روی گونه هایم !

تمام لحظه های نبودنت ، یک غزل می شود برایم !

همین یک غزل مرا بس

                                              جای خالیت را پر می کند ... .

نوشته شده در 91/02/07ساعت 12:19 PM توسط متین زاهد|

نم نم باران

-----

اشک در دلم  چون قطره های باران

دلم چون صحرا پر از - نم نم و باران

دلم سپری آزادی و سروده های عاشقانه

در نسیم ریزش قطره قطره - نم نم باران

گیسو هایش حلقه حلقه خوابیده روی شانه

در لمس لطیف سردی - نم نم باران

دل بیرد و رخ بنماد چی صمیمانه

کاش بودم آن همه - نم نم باران

 نم نم باران

نوشته شده در 91/02/06ساعت 11:35 AM توسط متین زاهد|

بزرگترین دشمن انسان فهم اوست پس تا میتوانی خر باش
.............

دکتر علی شریعتی

دشمن

هوشيار مباش تا غم همه گان خوری

ديوانه باش تا همه گان غم تو خورند

نوشته شده در 91/01/30ساعت 11:48 AM توسط متین زاهد|

من ديوانه نيستم

دقيقا بر عكس چيزي كه فكر مي كردي، هنوز يك روز مانده بودي به قراري كه داشتيد آمد. اول يك سلام و عليك سرپايي كرديده و بعد او را به داخل دعوت كردي و چند لحظه بعد وارد اتاق شديد او رفت و گوشه اي نشست هر چه تعارفش كردي كه برود و بالاي خانه بنشيند فايده نداشت و او حاضر نبود از جايش بلند شود.

همين طور مي گفت حالا چه فرقي مي كند اين جا يا آن جا بيا بنشين كه چند دقيقه با هم گپ بزنيم و تو همين طور كه هنوز تعارف هايت ادامه داشت به طرف در خانه مي رفتي گفت هيچ چيز لازم نيست بيا بنشين چند دقيقه، من چيزي نمي خورم و تو گفتي: فقط يك پياله چاي مي آورم و او هم چنان اصرار مي كرد كه نيازي به اين كار نيست ولي اين بار تو زير بار نرفتي و از دروازه خانه به دهليز رفتي، به دخترت گفتي كه دو پياله چاي آماده كند دخترت با عجله به سمت آشپزخانه رفت و تو دوباره به خانه برگشتي، گوشه اي نشستي و دوباره حال و احوالش را پرسيدي، خيلي خسته به نظر مي رسيد؛ احساس مي كردي كمي پير تر از چند ماه پيش به نظرت مي آمد؛ در چشم هايش نگاه كردي و جوياي جزئيات ماجرا شدي، او هم شروع كرد به تعريف، اين قدر حرف زد كه داشتي از سوالت پشيمان مي شدي؛ البته نه اين كه حرف هايش برايت خسته كننده باشد بلكه به اين دليل از سوالت پشيمان مي شدي كه فكر مي كردي ناراحتش نموده اي و الحق خودت خيلي ناراحت شده بودي.


ادامه مطلب
نوشته شده در 91/01/29ساعت 2:39 PM توسط متین زاهد|

دخترک

زندانی در قفس آرزوها

مکتب را دوست دارم

عاشقانه مشتاق دیدار پنجره هست

اما.....

بدبختم

کاش من خودم میبودم

نوشته شده در 91/01/29ساعت 2:28 PM توسط متین زاهد|

باران......

دانه های صدف گونه ژاله

آه چی زیبا

صدای ترنگس روی پنجره

یک نفس تازه

نسیم باران

فضای خیالاتم را دیگر ساخت

نم نم باران

آسمان نیله گون و سفید

آه باران باران

دخترک  شوق هوای تازه کرد

زبیده

------------

بهار ۱۳۹۱ / ۲ بعد از ظهر

تقدیم به زبیده عزیز

باران

نوشته شده در 91/01/21ساعت 1:55 PM توسط متین زاهد|

این موضوع را به گوش آنهای گوش زد می نمایم که زیر بانک نوت های افغانی غرق هستند و خود را پیر صاحب معرفی میکنند، حقوق دان معرفی میکنند، سیاست مدار و اقتصاد دان... حیف بر حال شما بزرگان و شما رهبران کله پوچ و منفی گرا، شما هایکه کرسی های جلسات بین المللی ره مدیریت میکنید و با عدد سی و نهم موافق نیستید.

عدد 39 در بانک نوت افغانی 

آیا شما ها میدانید که بحث داغ رسانه های بین المللی چی هست..؟ چیزی دیگر نی فقط همین عدد سی و نهم...

بار دیگر فرهنگ، دانش، تعلیمات عالی، مردانگی، پیروزی، مقاومت و همه و همه افغان ها را با عدد سی و نهم به سطح جهانی فروختید.

افسوس و صد افسوس به شما انسان های پست ظرفیت و فساد پیشه ها.

نوشته شده در 90/09/02ساعت 5:5 PM توسط متین زاهد|

تاریخ بشر از بدو پیدایش انسان تا به امروز، شاهد سر گذشت اقوام و ملتهای مختلف بوده که در گرداب بیدادگری، ظلم، ستم، تجاوز و برخورد فجیعانه یکی بالای دیگری حکومت کرده اند و در بعضی ادوار تاریخ دیکتاتوری و خود کامگی اجازه نفس کشیدن به کسی نمیداد. بنیان جامعه بر اساس نظام پوسیده طبقاتی و تئوری غلط تبعیضات نژادی استوار بوده و گروه زیادی بجرم برده گی از همه حقوق انسانی محروم و زیر چکمه های استبداداربابان بی رحم آخرین رمق زنده گی را طی مینمودند. زنان به هیچ صورت شخصیت حقوقی نداشتند مانند اموال و اجناس دست بدست میگردیدند. هیولای وحشت ناک جنگ و خونریزی و چپاول دندان ستیزش را در کالبد نیم جان مردم تیره بخت فروبرده بجای امنیت و ثبات، اضطراب هرج و مرج بر آنان حکم فرما بود. مشتی از صاحبان زر و زور افکار اکثریت مردم را تحت اراده خود گرفته کسی حق نداشت از حقوق انسانی ( مساوات، آزادی شخصی، فکری، سیاسی، مدنی و مذهبی ) بر خوردار شود. عدالت و فضیلت در مراکز قدرت زندانی و آزادی به عنوان اصل انسانیت همیشه در تداوم حملات یکدیگر رقم خورده و بازتاب دهنده امواج از طلاتم و طوفانهای سرا زیر شده از سوی ملت قوم، نژادو مردمی جهت زیر و زبر کردن قوم، ملت و مردمی دیگر بود. که همه این خیزشها جز بر بشر و فطرت انسانی ( آزادی ) صدمه رساندن چیزی دیگری را در پی نداشت. 


ادامه مطلب
نوشته شده در 90/07/02ساعت 11:20 PM توسط متین زاهد|

ای کاش کودک بودم

تا شب ها قبل از اینکه بفمم چه کسی برایم لالایی خوانده عمیق ترین خواب دنیا را داشتم
ای کاش کودک بودم

تا هر وقت دلم می گرفت با صدای بلند می گریستم و فریاد میزدم تا همه درد مرا بفهمند
ای کاش کودک بودم

تا عروسک هایم را در اختیار می گرفتم تا هرگونه که دوست داشتم با ان ها بازی می کردم
ای کاش کودک بودم

تا بزرگترین شیطنت زندگیم نقاشی کردن روی دیوار بود
ای کاش کودک بودم

تا از ته دل می خندیدم نه اینکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم.
ای کاش کودک بودم

تا از هاًون کودکی عاشق میشدم و مکتب جنون را سرنوشت زندگی خود میساختم

ولی افسوس

حالاااااااااااااااا

نوشته شده در 90/03/22ساعت 10:18 AM توسط متین زاهد|

ازدواج عبارت از پیوند زناشوئی است که بین مرد و زن بسته شده و ازین طریق ایجاد فامیل نموده و حقوق و وجایب طرفین را بوجود میآورد.

خانواده  پایه ساختار یک جامعه است و زناشوئی اساس ایجاد آن میباشد. بناً ایجاب مینماید که خانواده سالم و بدور از کشمکش ها و ناهنجاریها ایجاد شود تا سلامت جامعه انسانی و اسلامی حفظ گردد.

ازدواج درمیان همه ادیان جهان یک امر بسا مهم پذیرفته شده است بخصوص در دین مبین اسلام ازدواج اساس ایجاد فامیل از طریق مشروع پنداشته شده و پیروان خود را به این امر مهم دعوت نموده است وبه این امر نهایت تأکید شده است. ازدواج بالااثر ایجاب و قبول و با توافق صریح و ضمنی طرفین عقد بوجود میاید، یکی از ارکان اساسی عقد ازدواج رضایت طرفین عقد است که با رضأیت کامل به ازدواج تن داده و با شناخت کامل همسر خود را انتخاب نموده و از این طریق تشکیل خانواده نمایند، دین اسلام و سایر ادیان در رضأیت طرفین به عنوان رکن اساسی عقد ازدواج تأکید زیاد داشته و از این طریق خواهان ایجاد خانواده سالم میگردد چون ازدواج به اساس اکراه و اجبار در دین مبین اسلام و قوانین بشری به هیچ وجه قابل قبول نبوده و باطل پنداشته میشود. طوریکه بند 2 ماده 16 اعلامیه  حقوق بشر صراحت دارد ازدواج باید با رضایت کامل و آزادانه زن و مرد واقع شود.

همچنین مادۀ 505 قانون مدنی کشور ما چنین مشعر است < شرط صحت عقد عبارت از رضأیت عاقدین بدون اکراه و اجبار >.

اما در جوامع بشری خصوصاً در بعضی مناطق افغانستان بنابر سنت های کهن و حتی بعضاً خلاف اصول اسلامی به رضایت طرفین عقد توجه صورت نمیگیرد، در بسا موارد اراده طرفین عقد در انتخاب همسر ذیدخل نبوده بلکه تصامیم والدین به سرنوشت آنها حاکم و اراده آنها را تمثیل مینمایند، ازدواج های اجباری، ازدواج های قبل از وقت، عدم توجه به خواسته های طرفین عقد و سایر نا هنجاری ها معمول و مروج  بوده  است.

رکن دیگر عقد ازدواج اهلیت طرفین عقد است که باید متعاقدین  در حین انعقاد عقد ازدواج دارای اهلیت بوده و بتوانند با اراده آزاد و آگاهی کامل تصمیم به عقد بگیرند، مطابق ماده 70 قانون مدنی کشور ما < اهلیت ازدواج وقتی تکمیل میگردد که ذکور سن 18 و اناث 16 سالگی را تکمیل کرده باشد اما متأسفانه این موضوع نیز در ساحاتی از کشور ما رعایت نشده، اطفال صغیر و فاقد اهلیت به عقد هم دیگر درمیآیند حتی در گوشه و کنار کشور ما شاهد نامزدی در هنگام تولد میباشیم که در این گونه موارد والدین بدون توجه به سرنوشت فرزندان خود و بدون در نظرداشت پیامد های آن این پیوند را قبول مینمایند، مطابق فقره 2 ماده 71 قانون مدنی کشور عقد نکاح صغیره کمتر از 15 سال به هیچ وجه جواز ندارد.

از جانب دیگر هم کفوه  بودن در ازدواج نیز یک عنصر اساسی است که باید رعایت گردد. هم کفوه بودن بمعنی برابری از لحاظ اقتصادی، اجتماعی و علمی میباشد. اما در بعضی مناطق افغانستان این موضوع شدیداً نقض گردیده و طرفین عقد با تفاوت های زیاد از لحاظ سنی، اجتماعی، اقتصادی و علمی با هم ازدواج مینمایند، این موضوعات همگی باعث ایجاد فاصله بین طرفین گردیده و بعد از ازدواج مخالفت ها آغاز و در نتیجه منجر به جدائی طرفین و به انارشیزم اجتماعی مبدل میگردد.

ازدواج بالااثر اکراه و اجبار و یا خرید و فروش دختر در برابر پول هم متأسفانه در کشور ما رایج  است که در این صورت هیچ گونه رضایت مطرح بحث نبوده بلکه در برابر پول والدین حاضر میشوند که دختر خود را به عقد مردی دربیاورند که هرگز مورد قبول آن واقع نمی شود.

در مجموع این نوع  ازدواج ها بنیاد فامیل را سست، کشمکش های فامیل را افزایش و بی ثباتی و ناهنجاری های اجتماعی را سبب میشود. افزایش امار طلاق، خود سوزی زنان و دختران، افزایش فرار دختران از منازل و پناه بردن به خانه های فساد و در نتیجه افزایش خانه های فساد در کشور همه گی مؤید این وصلت اجباری است. زیرا ازدواج های اجباری در زندگی زناشوهری غیر قابل تحمل شده و بدبختی های اجتماعی را ببار میآورد، از جانب دیگر طبق تحقیقات انجام شده از طرف محققین اکثریت خلاف کاران و مجرمان حرفه ای فرزندان مطلقه هستند که به اثر متلاشی شدن خانواده از تربیت والدین بدور مانده اند. البته ازدواج های اجباری ناشی از فقر علمی، فرهنگی و اقتصادی عدم آگاهی مردم از قوانین اسلامی و بشری میباشد. اما در افغانستان همهء این ناهنجاری ها و چالش ها به نظام های خود کامه و مستبد گذشته تعلق میگیرد که بر سرنوشت مردم حاکم بوده و کوشش نموده تا برای بقای خود مردم را در جهل و بی سوادی مطلق قرار دهند، که نمونه بارز آن را در نظام سیاه طالبان مشاهده نمودیم، آنها مخالف هرنوع تعلیم، آگاهی، تحصیل و آموختن بخصوص برای قشر اناث جامعه بودند. به همین منظور مکاتب را مسدود و اولادهای مردم را از رفتن به مکاتب باز داشتند و همین اکنون هم در مناطق تحت نفوذ خود سیاست های عقب گرایانه خود را تعقیب و مکاتب را به آتش میکشانند، معلمین، علمای دین و متعلمین را به جرم مکتب رفتن به قتل میرسانند.

 این ها همه گی حکایت از این دارد که طالبان میخواهند مردم افغانستان را در جهل و بی سوادی نگهداشته و نظر به دستور بیگانگان مانع فراگیری تحصیل اولاد وطن میگردند. اما دولت جمهوری اسلامی افغانستان با درک این موضوع که هر قدر افراد یک جامعه آگاهتر و عالمتر باشد به همان اندازه مشکلات و چالشها کاهش یافته و عدالت تحقق میابد؛ و هرگاه افراد یک جامعه حقوق و جایب خود را درک نمایند مقید به رعایت حقوق همدیگر میشوند به همین منظور دولت کوشش نموده که زمینه تحصیلات و تعلیمات  را برای شاگردان فراهم نموده تا آینده سازان کشور با درک کامل از حقوق و وجایب شان در خدمت جامعه قرار گرفته و با ایجاد کانون گرم خانواده اساس و بنیاد زندگی شانرا طوری عیار نمایند که روح و فضای خانواده مملو از صفا و صمیمیت و محبت بوده و آینده پر سعادت را در پیش داشته باشند و در همین راستا نهاد های مدنی و حقوقی کشور نیز درین راستا مسؤلیت سنگین داشته تا با برگزاری سیمنارها، کنفرانس ها و آگاهی اذهان عامه در ایجاد جامعه سالم تلاش نموده و جلو نا هنجاریهای اجتماعی را بگیرند تا باشد که جامعه سالم و دور از کشمکشهای اجتماعی داشته باشیم.

                                                            با احترام

متین زاهد اساس

نوشته شده در 90/03/22ساعت 10:7 AM توسط متین زاهد|


آخرين مطالب
» دغه دغه های ایجاد حکومت ائتلافی
» دغه دغه های ایجاد حکومت ائتلافی
» زندگینامه احمد متین زاهد
» چالشهای انتخابات 1393
» نگاهی بر وضعیت کودکان در یک دهه اخیر در افغانستان
» مارشال فهیم یک ابر قدرت نظامی و یک نخبه سیاسی
» شخصیت مارشال محمد قسیم فهیم
» ﺣﻀﻮر زﻧﺎن در ﻧﻈﺎم ﺳﯿﺎﺳﯽ در یک دهه اخیر در افغانستان
» فریاد
» بوی زلف یار

 Design By : Pichak